عبد الرضا سالار بهزادى
182
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
ساختن شاه نسبت به اميركبير نيز از آن سود جستند ، به تبعيد چندينسالهء عباس ميرزا انجاميد ] و تعليم و تقويت خيالات زنانهء مادر اوست ، مضرّ وجود مبارك مىدانند . » ( مكاتبات ايران و انگليس دربارهء پناهندگى فرهاد ميرزا ، به كوشش مير هاشم محدّث ، انتشارات بابك ، بدون تاريخ ) . ( 169 ) - اميركبير و ايران ، صص 627 - 628 . ( 170 ) - همان ، صص 628 - 629 ، به نقل از اسناد وزارت خارجهء انگلستان . ( 171 ) - همان ، ص 629 . ( 172 ) - همان ، ص 630 . ( 173 ) - امير كهندل خان كه در اين تاريخ مكررا به نام او و برادرانش برمىخوريم ، از جمله نوزده پسر سردار پاينده خان باركزايى بود كه به دستور زمان شاه ابدالى به جرم توطئه بر عليه وى به قتل رسيد . پس از قتل سردار پاينده خان ، پسر بزرگ وى فتح خان كمكهاى بسيار مؤثرى در به سلطنت رسيدن شاهزاده محمود برادر زمان شاه نمود ، امّا به دست كامران پسر محمود كور شد . در نتيجهء اين امر برادران فتح خان در سرتاسر قلمرو حكومت كابل عصيان نموده و سلطنت و حكومت افغانستان را زير نفوذ خود گرفتند . از اين برادران دوستمحمد خان به امارت كابل و سرانجام پس از نشيب و فرازهاى فراوان به سلطنت افغانستان رسيد و سلطنت افغانستان تا سال 1929 ميلادى در دست فرزندان و نوادگان وى بود و از سال 1929 تا 1973 دو تن از نوادگان سلطان محمد خان برادر ديگر دوستمحمد خان به سلطنت افغانستان رسيدند ( محمد نادر شاه ، نتيجهء سلطان محمد خان ، از 1929 تا 1932 و پس از قتل وى ، پسرش محمد ظاهر شاه از 1932 تا 1973 به سلطنت رسيدند ) . رژيم سلطنتى افغانستان در 1973 با كودتاى سردار محمد داود خان پسر عموى محمد ظاهر شاه برانداخته شد و در نتيجه يكى ديگر از اعقاب سردار پاينده خان باركزايى از 1973 تا 1978 عنوان نخستين رئيس جمهور افغانستان را به خود اختصاص داد . امير كهندل خان برادر ديگر فتح خان و دوستمحمد خان امارت قندهار داشت . كهندل خان همواره نسبت به ايران احساس نزديكى مىنمود و در مواقع مختلف منجمله در محاصرهء هرات توسط محمد شاه از شاه ايران پشتيبانى نمود . پس از اشغال افغانستان توسط قواى مشترك انگليس و پنجاب و به سلطنت رسيدن شجاع الملك ، امير كهندل خان همانطور كه در متن كتاب اشاره شد به دربار محمد شاه پناهنده شده و به حكومت شهر بابك و توابع منصوب گرديد و در همين ايام بود كه به عنوان حاكم شهر بابك با طايفه عطاء اللّهى ، پيروان آقا خان محلاتى و سپس با خود آقا خان كه به منظور تلاش در جهت استقلال بلوچستان به كرمان آمده بود به جنگ پرداخت . بعد از قيام افغانها در 1841 بر عليه سلطهء انگليسيها و سقوط شاه شجاع ، كهندل خان نيز با اجازهء شاه ايران و با بدرقه و تشريفات رسمى بسيار از جانب حاكم كرمان به قندهار بازگشت . ( 174 ) - اميركبير و ايران ، ص 631 . ( 175 ) - همان ، ص 638 . ( 176 ) - در تنظيم مطالب قسمت فوق از اسناد ارائه شده در كتاب اميركبير و ايران ، صص 648 - 640 استفاده شده است . ( 177 ) - تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس در قرن 19 ، ج 2 ، صص 663 - 661 . ( 178 ) - همان ، ص 665 . ( 179 ) - همان ، صص 675 - 673 . ( 180 ) - مسئلهء اختلاف دربار ايران و سفارت انگليس بر سر ميرزا هاشم خان نورى - خواهرزادهء محمد اسمعيل خان وكيل الملك و نيز باجناق شاه - و عيال او - خواهر يكى از زوجات شاه - در اغلب كتب تاريخ قاجاريه به تفصيل ضبط شده است . به عنوان نمونه نگاه كنيد به جلد دهم روضة الصفا و يا جلد دوم تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس در قرن نوزدهم ميلادى . ( 181 ) - تاريخ روابط سياسى ايران با انگليس در قرن نوزدهم ميلادى ، ج 2 ، صص 682 - 681 ، به نقل از يادداشتهاى سردراموند وولف . مقايسه شود با دستور العمل محمد شاه به ميرزا حسين خان نظام الدوله و شكايت از رفتار